37 - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:55
ترس چیز مزخرفیه ولی خب چیزیه که من الان مدت هاست دارم.از چی؟ از همه چی ! و امسال شدت پیدا کرده تا به حال اتفاقی برام نیفتاده (البته اگه اون تاکسی رو فاکتور بگیریم) ولی مثل چی میترسم برم بیرون و از پیاده روی هم متنفر شدم حتی اگه با کس دیگه ای باشم تو خونه هم احساس امنیت نمیکنم احساس میکنم هیچی و هیچ
38 - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:55
[unable to retrieve full-text content]توییتر نصب کردم.ولی پشیمون شدم :| البته الان دیگه میتونم از آرتیستای مورد علاقم باخبر بشم TTvTT +خیلی مونده به کنکور :| خیلیییییی کممممممممم
24 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
25 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
26 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
چیزی که میدونم اینه که به هیچ عنوان نمیتونم درس بخونمxa0 به هیییچپچچ عننواااانننن 18 خرداده و من هنوز اندر خم یک کوچه ام :( تازه روابطم با کلاسای جمع بندیم بد شده.اشی مشی رو جلوی اون آموزشگاه پیدا کرده بودم :( اه خدایا من ازاد نمیخوام ولی درسم نمیخونم کاری بکن خب :( من درسی بخوانم :(
27 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
[unable to retrieve full-text content]میدونستید هنوز کسانی وجود دارند که میگن زمین تخته؟ کم نیست تعدادشون و انجمن دارن وکلی حرف میزنن و سند میارنxa0 و خدایا :|
28 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
29 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
یه داستان خوندمxa0خیلی جالب بود انگار گذشته ی خیلی دوری بود.خیلی خیلی دور.اونقدر که همه نابود شدن و بعد ما به وجود اومدیم یا میتونه اینده باشه.اینده ای که ما خیلی وقت پیش نابود شدیم و حالا داستان نابود شدن اونا بود باید بزارمش بخونید ستاره ها ستاره ها...
30 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
[unable to retrieve full-text content]باید گریه کنم اونم خیلی زیاد خیلی خیلی زیاد و بشون فحش بدم.بکشمشون.تیکه تیکشون کنم بعد خیالم راحت میشه
31 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
33 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 14:51
این تصویر، باقی مانده ابرنواختر کپلر میباشد، انفجار معروفی که توسط یوهانس کپلر در سال ۱۶۰۴ مشاهده و کشف شد. خداوندا *-* چطور یه چیزی موقع مرگش انقدر باشکوه میشه؟ *-*
کمی هیچی - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 4:01
یه چیزی تو این مایه ها که :خب که چی؟ میدونم تازه 18 سالمه و اول جوونیمه و هنوز کلی راه مونده و این چرت و پرتا ولی احساس میکنم طلایی ترین دوران عمرم همون 13-14 سالگی تا 17 سالگی بود که به گند ترین شکل ممکن گذروندمش.دقیقا من تو اون بازه چه غلطی میکردم؟ البته توی راهنمایی حداقل کتابم رو میخوندم ولی توی
....... - تاریخ: 1396/1/16 ساعت: 3:11
احتمالا یه مدت کمی در دسترس نباشم... نه تا کنکور.تا وقتی که فکر کنم حالم بهتر شده باید در مورد خیلی چیزا فکر کنم و خودمو باید هر جور شده جمع و جور کنم یخورده دیگه مونده ... البته اگه برای سال بعد بمونم ضربه ی خاصی نمیخورم :) فقط از اون کارایی که دوست دارم انجام بدم یه سال دیگه عقب میفتم و کی دوباره ...
آه ای کائنات... - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
خود شاعر میفرماد که :هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اول نمیشه یا یه همچین چیزی ! نمیدونم از کی ولی فکر کنم از دوم سوم ابتدایی از این کتابای علمی میخریدم و میخوندم و تمام فکر و ذکرم همین بود.اول به بدن انسان علاقه مند شدم سال چهارم پنجم رفتم سراغ دایناسور ها و این جک و جونورای قدیمی یادمه یکی از دوستام بم
QAQ - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
امروز راننده سرویس نمیومد بچه ها بم گفتن بوق بزن بفهمه منم گفتم بوق کجاست ؟ :| یکی گفت ها ها خیلی جوکه این :| اخه دختر،بوق ماشین کجاشه دیگه؟ چرا ایتقدر شوتی؟ آه خداوندا ،یه پرتقال خنگ آفریدی که چی بشه؟QAQ
*.* - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
wang wei *.* یه چیزی تو این مایه ها... +عکس به اهنگ نمیخوره همچین ولی خب :|...
●_● - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
بچه های هفتم هشتمیو بردن یتیم خانه ایران رو ببینن واقعا چه فکری کردن پیش خودشون؟ این بیچاره ها از امتحانا خستن یه چیز میخوان روحیشونو خوب کنه خواهرم میگفت یکی تو سینما بالا اورد.خیلیام هم حالشون بد شد میرفتن بیرون... احمقا... +هوا داره سرد میشه دوباره *v*
♡_♡ - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
T^T
T____T - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 22:36
ینی جدی جدی فردا باید برم مدرسه؟ :|نمیخوام اقا نمیخوام :| الان با یه عالما ادم خر زده رو به رو میشم که همشونم میگن نهههه ما هیچی نخوندیم همش اینور اونور بودیم *ولی کل پیشو خوردن اومدن* و دوباره فرضیات و نظریات جذابشون راجع به کنکور و کتاب و دانشگاه که همشونم غلط غولوطه :|
:") - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:43
چجوریه که بقیه اینقدر گسسته رو خوب میفهمن ولی من نیم مثقالم باهاش ارتباط برقرار نمیکنم؟ :| امروز رفتم کتاب تست بگیرم.سعی کردم خودم با فروشنده حرف بزنم به جای مامانم خوب بود.منو نخورد کسی D: +هوممم کسی نیست.حتما من باید ازتون خبر بگیرم؟ :")

برچسب‌های مرتبط

(o・ω・o) 顔文字 | من بی حوصله ام | گوش من بی حوصله بد میشنود | من عاشقی بی حوصله | *_* meaning | *_* emoji | خدا هست | خداداد عزیزی | خدایا شکرت | خدای جنگ