83 - تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 10:07
[unable to retrieve full-text content]خب من دیگه کاری نمیتونم بکنم بهتره ولش کنم و وانمود کنم که از اول وجود نداشت اینجوری بهتره
78 - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 17:23
من باشم کلمه ی اعتقاد رو به کار نمی برم. جز اون، در حد یه چیز کلی و دم دستی. اگه "scientific method" ای که دانشمندا باهاش با نتایج علمی مختلف میرسن رو بشناسی می فهمی چقدر shakyو غیر قابل اطمینانه؛ ولی چون "روش و چیز بهتری برای جایگزینیش وجود نداره." و خب "بالاخره یه چیزی دستمون میده که این نتایج تا
75 - تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 16:30
[unable to retrieve full-text content]یه ادم چقدر میتونه احمق و بی اراده باشه؟ چقدر که یه اشتباهو چندین بار تکرار کنه؟ چقدر که هر بار پشیمون بشه؟ حالم داره از خودم به هم میخوره
76 - تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 16:30
دریافت این عکسو که میبینم یاد یه داستانی میفتم که قبلا خوندم فکر کنم کتابش کوچیک بود و یادمه یه صحنش برف بود(؟) و یه دختر داشت به قهرمان داستان کمک میکرد نمیدونم شاید اگه بگردم کتابو پیدا کنم و یا شاید اصلا اونی که من یادم مونده یه چیز دیگه باشه ها یادم اومد.انگاری دو تا برادر بودن .دو قلو (؟) یکیشو...
77 - تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 16:30
مشکات خبر فوت مریم میرزاخانی رو داد خب یه جورایی شوکه شدم.من چیز زیادی نمیدونستم ازش و خب از اون جایی که ریاضی دوست ندارم خیلی دنبالش نرفتم.ولی خیلی حیف بود خیلی... از اون بدتر مامانمه که میگه حالا ای کاش باحجاب بود لااقل میرفت بهشت!! بش میگم تو از کجا میدونی نمیره بابا از اون ور میگه نمیره چون خدا
74 - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 7:47
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
73 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 20:20
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
70 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:18
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
71 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:18
این پست اسپویل داره اکه کسی توکیو غول رو نخونده رد شه ازش من دیگه نمیتونم تحملش کنم.یو نو احساس میکنم داستلن وارد یه سراشیبی وحشتناک شده.نمیدونم شایدم فقط منم که اینجوری فکر میکنم.ولی من تا قبل re رو خیلی بیشتر دوست داشتم.داستان بهتر پیش میرفت.الان فقط داره کش میاد.نمیخواد تمومش کنه.و بدترین چیز در
72 - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:18
[unable to retrieve full-text content]هر چیزی که برام اهمیت داشتxa0 هر چیزی که دوسش داشتم همشون دارن از دست میرن...دیگه نمیخوامشون...
69 - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 18:53
چه حسی داره توی فضا سرگردان باشی؟ جایی که هیچی نیست؟ چه حسی داره وقتی بفهمی قراره اونجا بمیری؟ جایی که کسی نیست؟ ها بله من gravity دیدم و بسی کیف کردم و کلی ترسیدم شما هم ببینید :)
68 - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 2:40
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
66 - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 9:28
فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز ریگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگه فقط 6 روز دیگهههههههه البته قراره برینم کنکورو ولی خب =)))
67 - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 9:28
جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۶ ب.ظ هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم هیچی نخوندم ۹۶/۰۴/۰۹ ۰ ۰ orangy blu
60 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
وقتی یه مانگا رو تموم میکنم یه احساس پوچی وحشتناکی میکنم هیچ وقت با انیمه اینجوری نشدم شاید فقط یکی دوبار نمیدونم...یه احساس عجیبیه بدم نمیاد ازش ولی دوسشم ندارم...نه فکر کنم دوسش دارم... حیف اهنگی نیست که منو یاد توکیو غول بندازه...
61 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
شاید من حرف مردم برام مهم باشه ولی توی زمینه ی درس و تحصیل نه البته بدم نمیاد تحسین بشم ولی اونجوری نیست که حالا چون دوستا و فامیل هیچ رشته ی دیگه ای رو غیر از مهندسی و پزشکی حساب نمیکنن خودم رو بکشم تا کم نیارم.نه من کار خودمو میکنم مشکل اونا نیستن.خودمم میترسم این خودم باشم که بعد ها پشیمون بشم چ
62 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
مشکات میخواد بره کلاس موسیقی ولی بابا نمیزاره ینی تا حالا نگفته نمیزارم ولی از حرفاش معلومه مامانم در ظاهر قبول کرده ولی ته دلش راضی نیست خواهر بیچاره ی من مونده چیکار کنه....
63 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
64 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
[unable to retrieve full-text content]اینکه از کل دنیا متنفر باشی اصلا چیز جذابی نیست و پز دادن هم نمیخواد برو روی خودت کارxa0 از جمله خودم...
65 - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 9:56
وقتی حالت بد میشه اعصابمو میریزی به هم میخوام کتکت بزنم.انقدر سرت داد بزنم تا حالیت شه این چیز مسخره ای که به خاطرش ناراحتی حتی ذره ای ارزش فکر کردن نداره به درک که همه چی ریخته به هم به درک که ولت کرده به درک که کاری از دستت بر نمیاد برای من اصلا مهم نیست اون یارو الان داره چه غلطی میکنه یا حالش چج...

برچسب‌های مرتبط

(o・ω・o) 顔文字 | من بی حوصله ام | گوش من بی حوصله بد میشنود | من عاشقی بی حوصله | *_* meaning | *_* emoji | خدا هست | خداداد عزیزی | خدایا شکرت | خدای جنگ