567 - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:41
xa0 سومین کار مداد رنگی ( دومی خیلی زشت شد نمیذارمش)xa0 اینم هنوز کامل نیست و موهاشو کاملا ریدم و همچین دوسش ندارم ولی خب اینجا باشهxa0خوبه
568 - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:41
ناشناس عزیز من این داستانرو اصلا نمیشناسم که نه انیمه شو دیدم نه فیلمش
569 - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 7:41
ببینم شما هم زود به زود هندزفری خراب میکنید؟ خسته شدم از بس پول دارم این دو دفعه ی اخری هر کدوم فقط دو هفته دووم اوردن xa0
550 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
یه حرفی چند وقته تو گلوم گیر کرده میترسم بیام اینجا بگمش
551 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
فکر کنم اونایی که خیلی وقته اینجارو میخونن میدونن که من یخورده از نظر اعتقادی یه درگیری هایی دارم و معلوم نیست با خودم چند چندم داشتم فکر میکنم که واقعا نمیشه گفت من چند سال یا چند ماه دیگه چه عقیده ا
552 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
به نظرتون اگه یه خورده از همه چی فاصله بگیرم ممکنه بهتر شه؟ ولی عذاب وجدانشم ول نمیکنه :( من از کجا بدونم بعدا خدا کتلتم نمیکنه؟ :((
553 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
یه بار سر یه موضوعی لینک اینجارو به مشکات دادم و بعدش هم خودم یادم رفت هم خودش چند وقت پیش دوباره یادش افتاد و کلی ازش قول گرفتم که نیاد پستامو بخونه ولی خب اومد خوند و همون موقعی بود که حالمxa0رو به راه نبود و محتوای پستا واقعا ترسناک بود.بم گفت یخورده خوندم ولی وحشت کردم و اومدم بیرون دلم براش سوخ...
555 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
ولی خنده دار اینه که حتی عرضه ی تموم کردنشم ندارم همش میگم اگه بهتر شه چی؟ اگه اونور وضعم خراب تر شه چی؟ اگه درد بکشم چی؟
556 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:58
اولین کار مدادرنگیم +دوربین گوشیم واقعا ریده :(
540 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
چشمم خورد به چندتا اسکرین شات سیلماریلیونی و قلبم تیر کشید :( xa0
543 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
حالا هدفمم گدایی توجه باشه به کسی ربطی نداره ها شما برو وبلاگای پرمحتوا بخون
544 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
xa0 دوستان خواهشا با من رو راست باشید به نظرتون از 1 تا 10 چقدر به این ر**م ؟ :( یکی بیاد به من سایه زدن یاد بده پارچهxa0مو
545 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
ممکنه همه چی کنسل چه باورم نمیشه.توی چند ساعت همه چی میتونه به هم بریزه
546 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
بیاید برام از زندگی خوابگاهی بگید تا ببینم باید ناامید بشم یا امیدوار
547 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
گایز من دیگه رسما و "دوباره" یهxa0کنکوری به حساب میام هنوز همه ی منابع رو تهیه نکردم و کلی استرس دارم که از کجا شروع کنم و اگه نرسم چی ولی شما ویش می لاک :( ✌
548 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
با روز سوم کنکور خوانی در خدمتتون هستم و باید بگم که از حجم مطالب دارم جرررر میخورم چون دیر شروع کردم سرعتم باید 2-3 برابر بقیه باشه و اصن نمیدونم سراغ چی برم xa0 جان هر کی دوست دارید عین ادم برای خودتون و ایندتون تصمیم بگیرید که مثل من نشید
549 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
کشور رو ناامیدی و افسردگی گرفته.همه به فکر مهاجرت افتادن یا دارن با سرعت چند برابر کارای رفتنشونو انجام میدن فضای خونه بده.تازه بعد 30 و خرده ای سال و کلی قهر و دعوا به این نتیجه رسیدن که نمیتونن با هم بسازن میرم توییتر حرف از سیاهی و هیچی درست نمیشه و چقدر همه بدبختیمه میام خونه باید این جو مسخره و...
351 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 18:38
اینی که میخوام بگم چیز مهمی نیست ولی خب چون نسبت بهش حس بدی دارم میگم چند وقت پیش لیمو یه پست گذاشت که اگه بفهمین یکی از دوستاتون همجنسگرا و یا بایه چیکار میکنید اون موقع نمیدونم چه فکری میکردم که اون
352 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 18:38
یکی از دلایلی که نمیخوام بچه دار بشم ( و یا کلا بچه بزرگ کنم ) اینه که میترسم مثل مامان بابای خودم بشم نتونم کوچک ترین عقیده ی مخالف و یا تغییری رو تحمل کنم میترسم حرفایی که الان میزنم همشون شعار باشن و اون بچه ی بیچاره ترس جونش رو داشته باشه سو نچ. بچه بی بچه
354 - تاریخ: 1398/2/4 ساعت: 18:38
واقعا به اینایی که تو خانواده های غیرمذهبی زندگی میکنن غبطه میخورم

برچسب‌های مرتبط

(o・ω・o) 顔文字 | من بی حوصله ام | گوش من بی حوصله بد میشنود | من عاشقی بی حوصله | *_* meaning | *_* emoji | خدا هست | خداداد عزیزی | خدایا شکرت | خدای جنگ