287
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:52
اوکی میدونید من الان احساس پیری میکنم. خیلی پیر. خیلیییی پییرررر امید داشتم که تا قبل 20 سالگی به یه جایی برسم. ولی خب نرسیدم و احساس میکنم دیگه همه چی تموم شده ، دیگه وقت ندارم و نمیتونم به اون چیزای
288
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:52
سال کنکور توییترو نصب کردم امشب حذفش کردم . برای ارامش روحی خودم + نمیدونم میشد کلا دیلیت اکانت کرد یا نه ولی خب اینجوری بهتره. خیلی از ارتیستای خفن رو فالو کرده بودم که ترجیح میدم هر چند وقت برم بشون سر بزنم
289
-
تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 18:52
هولی شت اقا =))) دیشب خواب دیدم عاشق یکی از هم کلاسیامم ( دختره ) البته خوابم خیلی هیجان انگیز و تعقیب و گریزی بود ولی خب اینم جزو ژانراش بود =)) بعد بینش یهو از خواب بیدار شدم و تو همون حالت گیجی به
267
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
امروز با اینکه تازه پریود شده بودم ، امتحان داشتم و تا ساعت 5 دانشگاه بودم ولی برگشتنه خیلی سرحال تشریف داشتم سوار اتوبوس شدم و یه تیکه طولانی از مسیرو پیاده اومدم به نمایشگاه نقاشی سر زدم و وقتی اومدم خونه برای خودم ابمیوه گرفتم فکر کنم دارم میمیرم :|
268
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
+اصن ابهت کتاب با این چپکی بودنش میره تو جوب :| بزارید خلاصه پشت کتابو بزارم اینجا : "پنج روز کیمیاگری و شرارت و شگوه گوتیک. روزهای بین کریسمس و سال نو روزهای مرده اند ، در این روزها اشباح این سو و ا
269
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
اوکی از روی جلد کاملا معلومه که کتاب درباره ی چیه فکر کنم این چند وقت اسمشو شنیده باشین . من که هر جا میرفتم قیافه این زنه رو میدیدم : دی همین اول بگم که من کتابای اینجوری خیلی نخوندم ولی خب به نظر
271
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
اگه دخترا میتونن شلوار بپوشن پس چرا پسرا نمیتونن دامن بپوشن؟
272
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
یه پیرمرده هست سر کوچه 38 میشینه از ایناییه که کفشا رو تعمیر میکنه. هر روز وقتی کارش تموم میشه میز و صندلیشو همونجا میزاره و روز بعد دوباره میاد کارشو شروع میکنه فکر کنم سیدم باشه. یه کلاه یا شال سبز یادمه... اصن هر وقت میبینمش یه احساس خیلی گرم و گوگولی بم دست میده ای کاش هیچوقت نمیره :(
273
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
یو نو احساس میکنم نیاز به این دارم که با یه ادم جدید اشنا بشم نه اینکه دوستای خودم بد باشن ، نه دلتونم بخواد ولی خب مثلا سارا و گلکسی که دورن . هر چقدرم بخوام 24 ساعت شبانه روز باشون چت کنم ( که دیگه
274
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
http://aleme-n.blog.ir/post/978
275
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
نمیدونم چیکار کنم اصلا نمیدونم باید کاری بکنم یا نه میترسم یه روز به خودم بیام و ببینم گمش کردم و حتی یادم نباشه کِی.مثل بقیه ادمایی که گم کردم و دیگه نتونستم پیداشون کنم...
276
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 14:30
سیاهچاله ی ناراحتی و بی حوصلگی داره منو میخورههلپ
170
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
Anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anciety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiet anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety anxiety
172
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
جان هر کی دوست دارید وقتی یه داستان مینویسید تمومش کنید نصفه ولش نکنید حداقل یه پیامی چیزی بزارید بفهمیم زنده این مردین چرا اپ نمیشه عررر اپ کنیددددد اپپپپپپ اپپپپپپپپپ
173
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
نیاز شدیدی به دیدن دوستای راهنمایی و دبیرستانم پیدا کردم نمیدونم چرا ولی احساس میکنم باید ببینمشون و از چیزایی که براشون اتفاق افتاده باخبر شم بفهمم تو این چند وقته چیکار میکردن چه تغییری کردن چهرشون رفتارشون و شخصیتشون چه جوری شده ولی خب کسی نیست همرو دوباره دور هم جمع کنه خودمم راه ارتباطی با خیلی...
175
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
well...اسپویل محسوب میشه*UGLY SOBS* ادامه مطلب
176
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
فکر کنم دارم به یه جاهایی میرسم از این باتلاق لعنتی دربیام...
178
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
اگه اهنگی میشناسین که به نظرتون مناسب خوندن ارباب حلقه ها ست لطفا معرفی کنید :((
180
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
این چند روز تصمیم گرفتم از این به بعد حالمو خوب نگه دارم یکی دو ساله اتفاقایی که اطرافم میفتن خیلی روم تاثیر میزارن.کافیه یه چیز کوچیکی بشنوم/ببینم/بخونم اونوقت تا چند روز حالم بد میمونه تقصیر خودمم هست.میزارم کارشونو بکنن.سعی نمیکنم جلوشونو بگیرم یا حداقل اثرشونو کمتر کنم چیرای خوشمزه و جذاب زیادی ...
181
-
تاریخ: 1397/2/24 ساعت: 0:48
MythFox - Ghostblade سیرک شبانه و بعد از ظهرای تنهایی که تو محوطه دانشگاه مینشستم...